تبليغاتX
شرح دل - رمضان
 

 

 

هر وقت کلمه رمضان را می شنوم به یاد رمل های داغ عربستان می افتم.به یاد یاسر و سمیه ی شهید می افتم که توی گرمای عربستان روی رمل های داغ ظهر اونجا بدون هیچ آب و غذایی فقط ذکر لا اله الا الله می گفتند می افتم .چه روزه ای و تا غروب با شربت شهادت افطار کردند و چه افطاری ؟چرا راه دور برم همین چند سال پیش یک کم اونطرفتر از شهر خودمون آره همین شلمچه همین فکه همین چذابه و خیلی جاههای دیگه .خدایا عشق این سرزمین و ادم هاش ادمو مست می کنه .توی همین سرزمین چه روزه هایی گرفته شد و چه افطارهایی که دل آدمو هوایی می کنه که منم مثل اونا بشم . من کجا و انا کجا.روزه دار باید سراپا روزه باشه .چشمش دلش تمام جوارحش.اما ......بگزریم هر چه خودمو وارسی می کنم می بینم من کجا و روزه روزه داران واقعی کجا ! ته نفس های خسته من دوره گرد کجا.اما خدای من هر چند اینجوریم ولی به کرمت اینقدر امید بستم که منو نه جزء آدم خوبات بذاری نه ولی جزء اونایی که یه روز صدات کردن و دلشون برات توی ماه رمضونی تنگ شده بود  بنویس؟به امید اون روز .

رمضان ماه برکت و رحمت ماه طلوع خوبی ها ماه احیای فراموش شده ها (نماز صبح اول وقت -قرآن خوندن -یه کم مراقب احوال خودت بودن) ماه الغوث الغوث خلصنا من نار یارب ها و ماه امرزیدن و آمرزیده شدن.توی این ماه حس می کنم خدا می خواد مهربونیشو به همه نشون بده که آی بنده من هر انچه هستی بیا من با آغوش باز از اول سحر هر روز تا غروب آفتاب منتظر یه بهانه کوچولو از توام که بهت بگم چقدر دوست دارم .می دونم اما خدایا ما هم دوستت داریم .

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 7:29 قبل از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  |