تبليغاتX
شرح دل - انتظار عجیب
 

 

 

 

بین خوبی و بدی تفاوت توی یه نه گفتن و یه اراده ی تو انجام کار. آخ که چقدر دلم می خواست وقتی هوس گناه به سرم می زنه یکی بزنم توی دهن اون نفسم تا حالش سر جاش بیاد ولی حیف و صد حیف که نفسم اینقدر قوی شده که به راحتی تو دهنم می زنه و بعد ...اما آقا جون با همه ین حرفا با همه ی این بدیا دلم می خواد داد بزنم اگه منتظر خوبی نبودم اگه دلتونو خون کردم اگه با دست و زبان و گوش و جوارحم اسم منتظر تو رو خراب کردم دوست دارم بدونی هر چند جزء دسته ی آدم بدام ولی منم دل دارم دلمم پیش شماست آقاجون شنیدم جمعه ها باید منتظر خبر اومدنت باشیم هر جمعه که تلویزیون رو روشن می کنم میگم نکنه امروز خبر اومدنت رو بدن  اما جمعه ها  میان و می رن عزیزم تو هنوز نیومدی .فدای اون نگاهت که به آدم جون می ده دیگه رمقی برام نمونده کی میای ؟چند روز دیگه تولدته می دونم همه میان به جمکرنت می دونم من نتونستم که بیام آقاجون اما دلم خیلی هوای اونجا رو داره کاش لا اقل تو خواب می تونستم بیام اما چه آرزوی محالی ؟باز منتظرم باز تا هر وقت که قدم های نازنینت رو روی سرزمین  مقدس کعبه بگذاری جایی که اجداد شما همه اونجا رو مطهر کردند و حال این سرزمین منتظر اومدن توست بیا بیا و تکیه بر دیوار کعبه بزن و بگو انا المهدی تا فاطمه برای تو جون بده بیا عزیزم بیا که خیلی خسته ام .راستی تولدت هم مبارک اگر هم می دونستم کجایی برای بردن هدیه میومدم من یکی از فقیرترین منتظراتم واسه همین اگه تولدتون هم میومدم برا بردن کادو میومدم تا دادن کادو .خوب دیگه رسم داشتن امثال منم همینه اما بگم دلم براتون می تپه همینو دارم آفاجون  تولدت مبارک خیلی دوست دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  |