دستان پینه بسته ی پدر را می نگرم با چشمانی رنجور ولی امیدوار وبا صلابت که می توان از حرمت نگاهش لقمه نان حلال روی سفره را با آرامش برداشت و با ولع تمام نوش جان نمود.آه پدر عزیزم هیچ گاه نتوانستم آنگونه که بایسته است قدر تو را بدانم و برای لحظه ای از تمام تلاش ها و زحمات بی منتت تشکر کنم .ردا روز عزیز تست چه بگویم که شایسته محبت های تو باشد نازنین قلبم .فقط یک کلمه دوستت دارم پدر و سر بر زانویت می سایم و در حالیکه اشکم دستان پینه بسته ای را تر می کند از زحمات پدرانه ات تشکر می کنم . فریاد می زنم با افتخار پدرم روزت مبارک ای عزیزتر از جانم فدایت شوم.
تقدیم به تمام پدران این مرز و بوم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:32 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی
|