تبليغاتX
شرح دل

You kill in the name of democracy

You kill in the name of freedom

You kill in the name of God

all your armies

      all your fighters

are against the boy

  holding stone

standing there

all alone

In his eyes

I see the sun

IN his simile I see the moon

and i wonder

i only wonder

who is week and who is strong

who is right and who is wrong

and i wish

that the truth

has a tongue

  Palestinians are human too


 

they will finish off Israel, Allah willing. Listen every body, palestinians desire death as they desire life

http://www.moqavemat.ir/image.php?id=c3RhdGU9MyZmbj0yNjIwOF9pbWFnZS5qcGcmd2g9bm9SZ-NpemUmdz0@MjA0Jmg9NzY4JmNtcD0w

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 
http://www.naztarin.com/aks2/pytcuk8vvq5pyv4vezto.jpg

غروب.....دم افطار

                              و سحرگاه......هنگامه مناجات


                                 دختري را که پر از بار گناه است ...... دمي ياد کنيد




گویا با دعا می شود پاکی کودکانه را باری دیگر یافت

http://i1.tinypic.com/4dloq4l.jpg

برای هم دعا کنیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 

http://fotos.piqs.de/0/b/f/2/3/1bda25ebadb286b20a6d775382bc6123.jpg


دل من بیا و لحظه ای هم صدای نفس هایی باش که بوی عطر خوش یا لطیفشان هر شب و سحر آسمان بیکران را مست می کنند یارشان را نمی دانم.

دل من بنشین و گوش کن که کسی اینگونه می سراید:

(خدایا مرا در دل زمین مهربان بکار و از رحمتت به من بتاب تا من دوباره مانند نرگسی خوشبو سر از خاک درارم ...)

این روزها مد شده دم افطار و سحر عاشقای سرزمین بهار ترانه های قشنگی رو سر می دن که دل آدما رو تا خود خورشید نا خواسته می برن. دل من دمی در این سرزمین درنگ کن هنوز وقت هست به گمانم بیست وچند روز دیگر...دل من به سجده گاه بنشین و تو نیز ترانه ای بسرا که ارباب این سرزمین اهل دل شکستن نیست بهر هر نجوایی دلبری می کند چونان که سالهاست از مقیمان درگهش بودی.

خواستم خواسته دلم فرج آمدن نرگس گمگشته باشد بلکه آمدنش هیاهوی آشفتگی دلم را رام کند

http://shiva.webphoto.ir/photos/sh243576.jpg


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  |