سال 1387 است. خیلی چیزها فراموش شده .... خیلی چیزها .. دیروز در همین سرزمین مردانی برخواستند که بوی حسین می دادند بوی کربلا بوی ولایت و بوی وفا. دیروز خدا می داند چه خبر بود. آنان همه چیز را رها کردند هم نامشان را و هم نانشان را .زندگی را با خون معامله کردند چقدر سخت بود. از شنیده ها می گویم که چکاوکی خسته و تشنه جلو تر از چکاوک های دیگر پرواز می کرد شکارچی بر سر راهشان دام گذاشته بود اما چکاوک ها قصد بیت الحرام دوست را داشتد. چکاوک اولی برای باز کردن دام ها روی یکی از دام ها پرید اما صدا مهیبی بلند شد و دیگر از آن چکاوک اثری دیده نشد . چند چکاوک دیگر پشت سر او روی دام ها پریدند و باز همان اتفاق سابق. راه باز شد و تنها چند چکاوک باقی ماندند تا صدای لبیک لبیک چکاوکان شهید را به خانه الله برسانند. همه پرواز کردند تا به خانه دوست رسیدند . اما آنجا در منزل دوست سفره ای برای همه چکاوک ها گسترده بود. جای خالی چکاوک ها پیدا بود چقدر سخت بود تکیه زدن بر جای آنان. اما ندایی از دوست بلند شد که آنان نمرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می گیرند . و اکنون شما ماندید و جای خالی آنان و خون ریخته آنان. چه باید کرد ؟ آنان رفتند تا بقیه به خانه دوست برسند . اما راستی چرا خیلی ها که راه باز شد به خانه دوست نیامدند پس آنان کجایند . کجای این فریب کده ماندند که خانه دوست را گم کردند .مگر ندیدند در راه چه بر سر انان آمد فقط به خاطر ما. پس بقیه کجایند!مگر جلبک های بین راه و قورباقه های مرداب زیبا تر از سفره رنگین خانه دوست بود یا اینکه باور ندارند که این سفره رنگین تر است؟!نمی دانم اما از آن عده کثیر عده قلیلی ماندند و عده ای نیز بعد از آنان آمدند . اما ..... امان از دام های بین راهی که فریب می دهد برای لنگ ماندن و درجا زدن .... و ما فقط شرمساریم
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط فاطمه سلاطی
|
نمی دانم حس می کنم تنها نیستم اما چرا کسی صدایم را نمی شنوند چرا در این دیار کسی نیست که بشنود فریاد درونم را ! اما نه کسی هست نه فریاد مرگ بر شاه خیلی های دیگر نیز بلند شده . همه به خیابان ریختند و اکنون راز دلشان را که مدتهاست شاید چون وقت آن نرسیده بود فریاد می کنند. ولی چه زیباست درد دل را بلند گفتن !چقدر قشنگ است ناله ای که میلیون ها نفر آنرا فریاد بزنند!و چه زود و زودتر از هر دعای مستجاب دیگری برآورده شد! اما من هنوز یک درد دل و ناله و اندوه دیگری هم دارم . آی مردمی که فریاد می زدید مرگ بر شاه !درد دل یک نفر دیگر هنوز تمام نشده! بنشینیم و بشنویم . باید کاری کرد به خدا دلم پر از ناله فراقش است. آی مردمی که این متن را می خوانید بیایید و برای دل شکسته ای که مولایش را گم کرده دعا کنیم. صدای ناله این دل غریب نیست !سالیانیست که آهش را می شنویم. بییید همه با هم به خیابان صبح جمعه مهدی می روند و آنجا از همان خدایی که آمدن امامان را طلب کردیم و رفتن دیو ستمشاهی ,دعا کنیم. این بار اندکی فرق دارد!رهبرمان نیز منتظر و همصدای ماست! و همه با هم منتظر آمدن آن عزیز غریب آشنا می گردیم! عزیز جان, دل همه برایت تنگ است. اکر تو بیایی.........کجایی پسر احمد....تا کی سرگردان تو باشم.....شاید بدی من باعث نیامدنت است.....نمی دانم اما دل پر از سیاهی من نیز منتظر آمدن تست....آخر ایام فجر است...منتظرم فجر تو نیز نزدیک باشد....خدا کند که بیایی
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 7:19 قبل از ظهر  توسط فاطمه سلاطی
|
![]() یکی از عرفا از یکی از اغنیاء پرسید: دنیا را به چه اندازه طالبی؟ گفت: بسیار طالبم. پرسید: آنچه می خواهی بدست آورده ای؟ گفت: نه . جواب داد, دنیایی که طالب آنی و یک عمر به اندازه ای که او را طالبی بدستت نیامده پس چطور بدست تو خواهد آمد آخرتی که هرگز او را طلب نکرده ای! این است که در این خصوص گفته اند :
دنیا طلبیدیم و بمطلب نرسیدیم آیا چه شود آخرت ناطلب ما
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط فاطمه سلاطی
|
![]() ![]()
خوش امدی ای عزیز مردم سرزمین نور 3بهمن 1357 (سه شنبه) شورای سلطنت كه برای حفظ رژیم سلطنتی در ایران تشكیل شده بود منحل گردید.
4 بهمن 1357 (چهارشنبه) برای جلوگیری از حضور امام خمینی در بین مردم ایران ارتش فرودگاه مهرآباد را به اشغال درآورد.
5 بهمن 1357 (پنج شنبه) دولت بختیار 3 روز فرودگاههای كشور را بست.
7 بهمن 1357 (شنبه) ـ تحصن روحانیون مبارز در دانشگاه تهران در اعتراض به بستن فرودگاهها آغاز شد. ـ راهپیمایی میلیونی مردم در تهران به مناسبت 28 صفر برگزار گردید.
9 بهمن 1357 (دوشنبه) ـ فرودگاه برای ورود امام خمینی بازگشایی شد در پی اعتصابات و تظاهرات و راهپیمایی مردم كه خواستار بازگشایی فرودگاه مهرآباد بودند. دولت بختیار فرودگاه مهرآباد را از اشغال نظامی خارج كرد.
11 بهمن 1357 (چهارشنبه) ـ مأمور ارتش در خیابانهای تهران دولت برای ترساندن مردم و ایجاد حكومت وحشت با انجام رژه نظامیان در تهران و ترویج شایعه كودتا توسط ارتش دست به حیله دیگری برای انحراف مبارزات مردم ایران زد.
12 بهمن 1357 (پنج شنبه) ـ ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه حضرت امام خمینی پس از پانزده سال تبعید پای بر خاك ایران گذاشتند. ـ فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راهپیمایی و تظاهرات را برای 3 روز آزاد اعلام كرد. ـ نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع كردند.
17 بهمن 1357 (سه شنبه) ـ بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، حضرت امام خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند. ـ دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشكیل گردید.
19 بهمن 1357 (سه شنبه) ـ راهپیمایی مردم ایران در حمایت از دولت موقت انجام شد. ـ نیروی هوایی ارتش با حضرت امام خمینی بیعت كردند. ـ حضرت امام خمینی به زیارت حضرت عبدالعظیم (س) رفتند.
20 بهمن 1357 (جمعه) ـ طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودي) دست به تظاهرات زدند. ـ ساعت 9 شب سربازان گارد شاه به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران (خ دماوند) حمله نمودند. ـ مردم برا ی كمك به سربازان نیروی هوایی مسلح شدند.
21 بهمن 1357 (شنبه) ـ دولت بختیار زمان حكومت نظامی را افزایش داده و حكومت نظامی را از ساعت 4 بعدازظهر اعلام نمود. ـ حضرت امام خمینی دستور شكستن زمان حكومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمودند. ـ در تهران و شهرستانها بین سربازان گارد و مردم مسلح درگیریهای بسیار شدید رخ داد.
22 بهمن 1357 (دوشنبه) ـ تهران صحنه جنگ خونین مسلحانه بین مردم و سربازان طرفدار رژیم پهلوی است. ـ تمامی نیروهای نظامی تسلیم شدندو مردم مسلمان ایران بر رزیم پادشاهی پیروز شدند.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 7:42 قبل از ظهر  توسط فاطمه سلاطی
|
سالها پیش مردی بزرگ از وادی نور و سرزمین خمین در برابر استکبار سیاه ایستاد و پشت سر او هزاران هزار نفر با قلبهای منور و عاشق اما دستان تهی بر ظلمت کاخ سیاهی حمله کردند و نتیجه این قیام عاشقی پیروزی بر سیاهی بود و طلوع روشنایی. امروز مصادف است با این ایام قیام و آه که این ایام چه زیبا با مظلومیت مردانی از سرزمین دیر مصادف گشته آری مردم غزه و قاتلان صهیونیست.مردم ایران بی پشتوانه هیچ ملتی دربرابر همه قدرت واحد ان ایستاد و پیروز گشت چرا که مردانی از قبیله شرق سکاندار این نبرد نابرابر بودند. امروز نیز همان نور عظیم را در سرزمین غزه به عینه دیدیم. دستان خالی مردانی که در برابر گلوله با قلب خونین پاره پاره ایستاده اند . شهادت زیبای ملکوتیتان را ای عزیزان تبریک می گوییم و بدانید که این خون مظلومانه هیچگاه بی جواب نخواهد ماند. و هم صدای با انقلاب اسلامی مان فریاد می زنیم مرگ یر سراییل و مرگ بر حمایتگران بی غیرت عرب آنها و مرگ بر آمریکا
همصدایم با شمایی که صدای مظلومیتتان را از زیر هزارن گلوله و تانک می توان شدید . آی ادم ها که بر ساحل نشستید امن و راحت یک نفر آن سوی تر دارد می د هد جان
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی
|
|
|