تبليغاتX
شرح دل



           عزیزم گریه ات عمق وجودم را سوزاند تف بر بی غیرتان نامرد

http://www.al-akhbar.com/files/images/p19_20070628_pic1.full.jpg


دختر کوچکم قلب هر آزاده ای از اندوه دلت در آتش است .هیچ چیز جای خالی آن هایی را که از دست داده ای را پر نخواهد کرد . ولی بدان قلبم برای دلتنگی ات پاره پاره شده نمی دانم چطور می توانم به کمکت بیایم ولی عزیز کوچکم بدان من اگر چه دورم ولی اگر کوچکترین روزنه آمدن به سویت را بیابم لحظه ای درنگ نمی کنم حتی اگر کمکم به تو دوختن عروسکی باشد که وحشیانه پاره پاره اش کردند.  دریغ نخواهم کرد.عزیز دلم می دانی ما نیز چون تو دختر چهار ساله ای داشتیم که بابایش را جلوی چشمانش نامردمان روزگار سر بریدند به پایش زنجیر زدند و کیلو متر ها این کودک را با خانواده اش و سر های بریده بر نیزه بابا و عمو هایش و دیگر کسانش را با پای پیاده به اسیری بردند. مردم سرزمین من هر ساله برای این کودک و بابایش خون گریه می کنند. و امروز حکایت قلب کوچک تو حکایت همان دختر و باباست. عزیزم دیگر صحنه کربلا تکرار نخواهد شد .می دانم مردان این روزگار دلسنگ شدند .برای تکه ای استخوان جلوی ارباب نامرد با طعمه کردن تو دم تکان می دهند .اما صدای تنهایی تو فقط مال تو نیست تمام مردم سرزمین من با تو هم ناله اند و اگر مجال آمدن باشد دریغ نمی کنند . فقط خواستم بگویم گل کوچکم تنها نیستی روزی تو نیز چون دخترکان خوشبخت سرزمین های آزاد با عروسکت خنده کننان در کوچه های شهرت بازی خواهی کرد .و دیگر بیم از دست دادن مادر یا پدر را حین بازی نخواهی داشت. به تو قول می دهم دهان این وحشیان مست را پر از خون خواهیم کرد این دزدان بی شرم که تو را از امید های زندگیت از همان آغاز تولد بریدند تا سقف خانه تو را سقف خانه بچه هایشان کنند را سر جایشان خواهیم نشاند تا دیگر هیچ  دزد بی شرمی هوس چشم طمع دوختن به خانه های مردم مظلوم را نداشته باشد.عزیزم من نیز منتظرم تا به زودی به غزه آزاد تو بیایم و با هم سرود آزادی را بخوانیم. به امید آن روز.


http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1386/11/7/4470_400.jpg
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 3:58 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 



http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/b/bc/zohrashora.jpg

هنگام ورود اهل البيت به شهر كوفه ، وقتى زنان شهر كوفه شروع به گريه و زارى كردند و گريبان چاك زدند، مردها نيز مى گريستند، زينب كبرى سلام الله عليها به سوى مردم اشاره فرمود كه خاموش باشيد، دمها فرو بسته شد و زنگ از بانگ ايستاد، سپس حضرتش چنان خطبه اى خواند كه راوى گويد: من زنى پرده نشين نديدم كه گوياتر از او باشد، تو گوئى همانند على عليه السلام سخنرانى مى كرد، پس از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر اكرم فرمود:اى مردم كوفه ، اى دغل كاران بى حميت ، اشك چشمتان خشك مباد و ناله هاى شما را آرامش نيايد، مثل شما همانند آن زنى است كه بافته خود پس از محكم تافتن و ريستن ، باز كرد و تارتار نمود، (پس از آن همه فعاليت و تحمل سختيها، دشمن خود را يارى داديد) سوگندهاى خود را دستاويز فساد كرده ايد، شما چه داريد؟ جز لاف زدن و دشمنى و دروغ ، همچون كنيزان چابلوسى مى كنيد، و چون دشمنان سخن چينى مى كنيد، و يا چون سبزه اى كه بر پهن روئيده ايد و يا گچى كه بر روى قبر مالند (در ظاهر زيبا ولى در باطن گنديده ايد، و ظاهرش چون گور كافر پر حلل ، باطنش قهر خدا عزوجل ) براى خود بد توشه اى پيش فرستاديد، كه خدا را به خشم آورديد و در عذاب جاودان بمانيد، آيا گريه مى كنيد؟! گريه كنيد كه شايسته گريستن هستيد، بسيار بگرييد و اندك بخنديد، كه عار آن شما را گرفت و ننگ آن بر شما ماند، ننگى كه هرگز از خود نمى توانيد شست ، چگونه اين ننگ را از خود بشوئيد كه فرزند خاتم انبياء و معدن رسالت و سيد جوانان اهل بهشت را كشتيد، آن كه در جنگ ستمگر شما و پناه حزب شما بود، و در صلح موجب آرامش دل و مرهم گذار زخم شما و در سختى ها پناهگاه شما بود، بد چيزى براى خود پيش فرستاديد، بد بار گناهى بر دوش خود گرفتيد در روز رستاخيز، مرگ بر شما باد، سرنگون باشيد، تلاش شما به نوميدى انجاميد و دستها بريده شد و سودازيان كرد، خشم خداى را براى خود خريديد و دچار ذلت قطعى شديد. آيا مى دانيد چه جگر (گوشه اى ) از رسولخدا شكافتيد؟ و چه پيمانى شكستيد و چه پرده نشينانى از او را، از پرده بيرون كشيديد؟ و چه حرمتى از او دريديد و چه خونى ريختيد، كارى شگفت آورديد كه نزديك است از هول آسمانها منفجر شوند و زمين بشكافد، و كوهها بپاشند و از هم بريزند مصيبتى است دشوار و بزرگ ، پيچيده و شوم كه راه چاره در آن بسته . آيا تعجب مى كنيد اگر آسمان خون ببارد و لعذاب الآخرة اخزى و هم لا ينصرون ، مهلت خدا، شما را چيره نكند كه خداوند از شتاب و عجله منزه است و نسبت به از دست رفتن خونى نمى ترسد، او در كمينگاه ما و شماست ، سپس اشعارى انشاء نمود و فرمود: چه خواهيد گفت : هنگامى كه پيغمبر (ص ) با شما گويد: اين چه كاريست كه كرديد، شما كه آخرين امت هستيد، اين چه كاريست كه با خاندان و اولاد و عزيزان من كرديد؟! عده اى اسير و عده اى به خون غلطيده ، اى امت آخرين ؟!آيا پاداش من اين بود كه با بستگان من ، پس از من چنين كنيد! مى ترسم كه بر سر شما عذابى همانند ارم فرود آيد!راوى گويد: سخنرانى زينب كبرى در حالى تمام شد، كه مردم را ديدم ، حيرت زده ، دست در دهان (از تعجب ) داشتند، پيرمردى كنار من بود، آنقدر گريسته بود كه محاسن او را از اشك چشمش پر شده بود، و در حالى كه دستها را به آسمان بلند نموده بود گفت : پدر و مادرم فدا باد، پيران شما بهترين پيران ، جوانهايتان بهترين جوانان ، بانوان شما برترين بانوان ، خاندان شما خاندان بزرگوار و فضيلت شما بسيار

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 


http://l2masat.jeeran.com/%D9%86%D8%AF%D9%89%20%D8%BA%D8%B2%D8%A9.jpg


عطش آزادی مجالی برای گریستن نگذاشته. خانه ها همه خیمه گاه اندوه و ماتم است . دیگر مادری را نمی بینی برای فرزندش آرزوی فردا را کند دیگر صدای هلهله زندگی از کوچه های این شهر طاعون زده نمی آید فقط و فقط صدای گلوله است و پرتاب سنگی و شاید  فریاد یا بشر یا عرب ......ای انسان ها کجایید طفل خردسالم را از زیر بمب ها و فشنگ های شیطانی اسراییلیان نجات دهید . قلبم می سوزد از این همه بی اعتنایی در برابر ظلم و جور . کجایید عزاداران حسین!ایام محرم است و کرور کرور ادم زیر آتش ظلم پودر می شود و حتی صدای اه کشیدنشان را هم نمی شنوید . مرگ بر شما که آدم نیستید. مرگ بر شما که آدم نیستید. دیگر ناله ای از شهر بیرون نمی رود و شهرمان دارد به سکوت ابدی می رود . جالب است همه دارند می بینند که آرام آرام غزه دارد از نفس می افتد ولی ..... آی آدم ها کجایید؟؟؟؟؟ اما بدانید مردان غزه چون شما اعراب نمردند. تا سنگ های غزه تمام نشده تا خاک غزه روی کره خاکی هست فریاد غزه نیز بلند است .امید آن روز که صدای آزادی زندگی از کوچه بام های غزه گوش نا اهلان و نا مردمان را کر کند. این وعده الهی است که تير غيب عذاب الهي بر سر قوم پيمان شكن يهود فرود خواهد آمد.به امید آن روز و مرگ بر اسراییل

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  |