تبليغاتX
شرح دل

 

 

و اما جهاد:

آیا جهاد همین جهاد با خصم است نه عزیز .این جهاد سعادتی و شجاعتی مردانه می خواهد چون سربازان امام حسین (ع)و امام خمینی(قدس).و اما جهاد اکبر یا به نوعی جهاد با نفس که مقدمه ای برای جهاد اصغر است . بهتر است این گونه بگویم که بدون جهاد اکبر حر شدن ,همت ها شدن جهان آرا شدن محال است .

هنگامه گناه هنگامه جنگ با خداوند سبحان است .

جوارح انسان به سان گوسفندانی هستند که دل چوپان این گله است و مراقب که گرگ (شیطان) این گله را نبرد .باید مراقب گرگ (نفس اماره )بود این مراقبت در وابستگی به قران است در مراقبت از اعمال است . عزیزا قران ترا بیدار می کند. با خواندن قران , نماز ,عبودیت, دل منور می گردد. با قران غسل کنیم و مانوس باشیم و به آن عمل کنیم . خداوند راه هدایت انسان را در قران قرار داده است. و  اما دنیا چون آتش است که نزدیکی به آن ترا خواب می کند و وارد گناه .

در نبرد بحثی است که در مصاف با خصم خارج از سرزمین خود پیکار کن چون اگر هم شکست بخوری و عقب نشینی کنی تازه به مرز سرزمین خود می رسی . آدمی نیز همین گونه است.

در خاطرمان هست که : یزید یانی که با امام حسین (ع) جنگیدند نجنگیدند مگر به خاطر اینکه در شکمهاشان لقمه حرام بوده. که می بینیم هر بلایی که به سر این آدمی می آید به خاطر این نفس پر طمع است. و یاران امام حسین (ع) و امام خمینی (قدس)با آن چه کردند که دنیا را با تمام زیبایی آن نهادند و مستانه سوی دلدار شتافتند. و تنها با نگاه کردن به سیره آنان درمانی در کار نیست باید با خوردن قرص قران سیره اهل بیت خود را درمان کنیم تا در این دوران پر از حیله و فریب شیطان سر نخوریم و منتظر واقعی منجی باشیم تا بیاید تا مردانه پشت سرش بایستیم و کاری حسین وار کنیم .

ولی حسین بنابر تکلیفی که داشت با تمام وجود جان و مالی که آغشته به ذوق و شوق و وجد و عشقی آغشته به عشق فراقیت جمال حق تعالی لحظه شماری می نمود تا به دیار یار برسد و همچون عاشقی که به کوی معشوق می رود بدون ترس از تنهایی و خطرات احتمالی که در این راه وجود دارد حرکت کرد .

چون خداوند فرموده بود که می خواهم حسین را کشته ببینم همین باعث شد که تمام مشکلات راه را به عشق یار یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد .

 

حال قیام امام حسین (ع) چه بود و چه کرد و برای چه این همه بلا به جان خرید ؟

حافظ می فرماید :

هر که در این بزم مقرب تر است            جام بلا بیشترش می دهند

امام حسین (ع) که جام بلایش به بزرگی جمیع بلا ها ,قضاها و قدرها بود و هنوز که هنوز است امام زمان در عزای پدر بزرگوارش امام حسین (ع)نالان و به خون خواهی جدش منتظر دستور ظهور می باشد . جام بلای امام حسین (ع) یا به نوعی جام شراب عشق او چنان عظیم است که به کشته شدن یاران و اسیر شدن زنان و قطعه قطعه شدن بدن آن بزرگوار و یاران بزرگوارش به طول انجامید آخر کدام جام شرابی که این همه علما و صلحا و عرفا از آن دم می زنند به بزرگی جام بلای امام حسین (ع) می باشد تمام نوشندگان بلا باید در مقابل امام حسین (ع) زانو بزنند که امام حسین (ع) اقیانوسی می باشد که مابقی کاسه بدستان باید گرداگرد امام حسین (ع) م4ثل پروانه چرخ بزنند که شاید از نور تابناک آسمان ولایت امام حسین (ع) که مثل خورشید می درخشد پرتوی بگیرند آن هم به اندازه معرفت فرد.

از اینجا متوجه می شویم که امام حسین (ع) عشق است حال است عین است ذوق و شوق و وجد است .حسین یعنی عاشقی و عاشق شدن حسین یعنی جنون عرفانی حسین یعنی مستی یعنی نوشیدت جام بلا . حسین یعنی معرفت , علم , شجاعت , ایثار ,صبر , خوف , رضا , یقظه , توبه , قران , عمل , اخلاص, خلوص , تهذیب , تزکیه, مقاومت ,رضوان , صراط, کمال. جمال حسین یعنی رسیدن به کوی دوست .پیامبر می فرمایند : (امام حسین (ع) چراغ هدایت است و سفینه نجات ) راه هدایت و سفینه نجات از امام حسین (ع)  می گذرد. پس در حال امام حسین (ع)  و راهش و هدفش و مسیرش و اعمالش باید دقیق شد .پس با توجه به این امر اگر دین اسلام را به کشتی تشبیه کنیم که انسان سوار بر آن است و دریا در حال حرکت . اگر کشتی نباشد انسان یا غرق می شود یا اگر شنا گر خوبی باشد با زحمت فراوان خود را به ساحل می رساند .پس حسین با خونش با عملش با پندارش و علمش کشتی بزرگی برای جمیع خلایق که مایلند نجات یابند مهیا نموده (در واقع خداوند در آن کشتی (جهان) محمد و آلش و پیروانش را قرار داده که این کشتی به فرماندهی پیامبر و افسری امام علی(ع) و فرزندانش و با آذوقه معنوی قران و سیره اهل بیت پیش می رود و از این روزی معنوی در کمال سخاوت و خوش رویی به هر سائلی که در این کشتی درآید با تمام وجود پذیرایی می کنند و او را به خان ضیافت الله می نشانند . و از این نعمت ها به هر اندازه که ظرفیت فرد باشد برخوردار می گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 

در دنیا به مانند کسی باش که روزه باشد و به آخرت افطار کند(یکی از بزرگان)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 

 

ای فرزند دنیا را به آخرت بفروش تا هر دو را سود کنی و آخرت را به دنیا نفروش تا هر دو را زیان ننمایی .(لقمان حکیم)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 

 

 

تو چرا می جنگی؟

پسرم می پرسد

من تفنگ در مشت

کوله بارم بر پشت

بند پوتینم را محکم می بندم

مادرم

آب و آیینه و قران در دست

روشنی در دل من می بارد

پسرم بار دگر می پرسد

تو چرا می جنگی؟

با تمام دل خود می گویم

تا چراغ از تو نگیرد دشمن

 

برگرفته از کتاب ادبیات فارسی (1) سال اول دبیرستان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 

سرزمین کربلا میعاد عشق است                کربلای پنج ما فریاد عشق است

دلا بشنو حدیث وصل یاران               کبوترهای بی بال دو ایوان

دلا در عاشقی چون کاوه می باش        که سر یا خدا چون او کنی فاش

درودی بر جهان آرای ایران              صلابت پیشه و سردار شیران

گل یاس شهیدم باکری را                  به خاطر آورم در سادگی ها

شراب عشق حق در نی قلم شد           و آوینی به آن بر مقصدش شد

که همت با وضوی عشق خوابید         میان خاک و خون در سایه ی بید

سر سجاده ی عشقش نشاندند              شقایق وش امینی را ستاندند

سرود عشق چمران پاوه سر داد          شمیم عشق چون من داده بر باد

خدایا در میان این عزیزان                قریبانی که دارند سر به پایت

دریدند بی محابا جام تن را               خریدند جان خود با کربلا را

خدایا عشق آنان راز دارد                 سراپای ترا بر ناز دارد

چه خوش کردند این هجر را وصل      در این دام بلا بردند این اصل

گذشتند و نمودند این امانت                بدست امتی با این کفایت

که مولایش علی بر رسم عادت           نموده ثبت اشعار شهادت

علی در یاد مردم زنده باشد                نجف در کربلا ارزنده باشد

اگر رهبر دهد اذنی به ایثار                دهیم جان و تن خود را به دلدار

خدایا رهبر ما را نگه دار                  بباشد سایه اش تا موعد یار

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 7:53 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 

عقل و دل و جان ما کشت است باید تخمی کاشت تا برداشتی داشته باشیم . تخم شیطان نکاریم تا به ثمر بنشیند . تخم صفات قرانی و اهل بیت را بکاریم آن هم در جوانی تا در پیری به بار بنشیند و در سایه اش زندگی سعادتمند و با افتخاری داشته باشیم . آدمی چهار فصل دارد :

بهار : کودکی و جوانی(فصل کشتن و آبیاری)

تابستان :اوج تولید میوه (اوج حرکت انسان به سوی الله است , که در جوانی هر چه را کشتیم به ثمر می بینیم

پاییز : فصل خزان . قدرت جسمانی کاسته می شود آن چه را که در جوانی اندوختیم در این اوان از آن استفاده می کنیم

زمستان : فصل مرگ . در کتاب سیاحت غرب خواندم که این چنین نوشته بود که : در این قسمت هر کس هر آنچه بردارد پشیمان می شود و هر کس هم برندارد پشیمان می شود. وقتی آن افراد به روشنایی رسیدند در یافتند آن چه را که برداشته بودند همه جواهرات بوده است آنان که برداشته بودند پشیمان بودند که چرا بیشتر برنداشتند و آنانی که بر نداشته بودند پشیمان از اینکه چرا برنداشته بودند . آری اعمال صالح این دنیا نیز این گونه است .

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 
 

 

هنگامه ذکر صلوات در فضایی که می روی بوی خوشی از تو متصاعد می شود صلوات ذکر است و در واقع تو بر آنان درود می فرستی آنان هم به تو درود می فرستند . اگر هر روز موسیقی گوش دهی خودت هم هنگام گوش دادن آن موسیقی را در ذهن می نوازی . صلوات جلوه ای از قرآن است کافی است یک بار جواب سلام ترا بدهند لیک لبیک و سلام انان یعنی لبیک و سلام خدا . حب محمد و آل محمد دل و جسمت را تسخیر می کند . حب ولایت چشمت عقلت و جانت را تسخیر می کند . و مرتکب گناه نمی شوی چون همه آل پیامبر وجودیت قران هستند تو هم دوست و حامل قران می باشی . صلوات مثل قابلمه ای است , اول صلوات را می فرستی بعد دعا می کنی بعد با صلوات درش را می بندی .صلوات باعث می شود که جلوی بالا رفتن دعا را نگیرد .جلوی صلوات را به خاطر ارج نهادن به پیامبر و آل پیامبر نمی گیرند پس دعایمان بالا می رود تا که ان شاء الله مورد اجابت قرار بگیرد .اینان رحمتند ما به دلیل اینان بهره مند می شویم اینان ثروت بزرگ و تمام نا شدنی هستند که ما شیعیان از آنان بهره مندیم نه تنها خودمان بلکه ادیان دیگر نیز از این منبع ثروت بهره مندند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 

 

آیا جهاد همین جهاد با خصم است نه عزیز .این جهاد سعادتی و شجاعتی مردانه می خواهد چون سربازان امام حسین (ع)و امام خمینی(قدس).و اما جهاد اکبر یا به نوعی جهاد با نفس که مقدمه ای برای جهاد اصغر است . بهتر است این گونه بگویم که بدون جهاد اکبر حر شدن ,همت ها شدن جهان آرا شدن محال است .

هنگامه گناه هنگامه جنگ با خداوند سبحان است .

جوارح انسان به سان گوسفندانی هستند که دل چوپان این گله است و مراقب که گرگ (شیطان) این گله را نبرد .باید مراقب گرگ (نفس اماره )بود این مراقبت در وابستگی به قران است در مراقبت از اعمال است . عزیزا قران ترا بیدار می کند. با خواندن قران , نماز ,عبودیت, دل منور می گردد. با قران غسل کنیم و مانوس باشیم و به آن عمل کنیم . خداوند راه هدایت انسان را در قران قرار داده است. و  اما دنیا چون آتش است که نزدیکی به آن ترا خواب می کند و وارد گناه .

در نبرد بحثی است که در مصاف با خصم خارج از سرزمین خود پیکار کن چون اگر هم شکست بخوری و عقب نشینی کنی تازه به مرز سرزمین خود می رسی . آدمی نیز همین گونه است.

در خاطرمان هست که : یزید یانی که با امام حسین (ع) جنگیدند نجنگیدند مگر به خاطر اینکه در شکمهاشان لقمه حرام بوده. که می بینیم هر بلایی که به سر این آدمی می آید به خاطر این نفس پر طمع است. و یاران امام حسین (ع) و امام خمینی (قدس)با آن چه کردند که دنیا را با تمام زیبایی آن نهادند و مستانه سوی دلدار شتافتند. و تنها با نگاه کردن به سیره آنان درمانی در کار نیست باید با خوردن قرص قران سیره اهل بیت خود را درمان کنیم تا در این دوران پر از حیله و فریب شیطان سر نخوریم و منتظر واقعی منجی باشیم تا بیاید تا مردانه پشت سرش بایستیم و کاری حسین وار کنیم .
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 

سلطان محمود غزنوی قبری را برای خود ساخت , به یکی از ندیمان خود گفت: آیه ی مناسبی از قران پیدا کن به روی سنگ گور حک کنیم ,ندیم گفت: بنویسید: (هذه جهنم التی کنتم توعدون) آیه ی 63- یس: این است حهنمی که به شما وعده داده می شد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 2:30 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 

 

امام صادق(ع) فرمودند:

هر کس بعد از نماز صبح و ظهر بگوید (اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم) نمیرد تا  به فیض ملاقات حضرت قایم برسد.

 

ای همسفر!

نیک بنگر که در کجایی ! مبادا که از سر غفلت ,این سفینه اجل را مامنی جاودان بینگاری و در این توهم از سفر آسمانی خویش غافل شوی ,نیک بنگر !فراز سرت آسمانی است و زیر پایت سفینه ای است که در دریای حیرت به امان عشق رها شده است . این جاذبه عشق است که او را با عنان توکل به خورشید بسته است و خورشید نیز در طواف شمسی دیگر است و آن شمس نیز در طواف شمس دیگر و .... و همه در طواف الشموس عشق , حسین ابن علی(ع) .... مگر نه این که او خود مسافی این سفینه اجل است ؟ یاران !این جا حیرت کده عقل است ...و تا (خود) باقی است , این حیرت باقی است پس کار را باید به (می) واگذاشت (می) که تو را از (خویش) می رهاند . من و ما را در مسلخ او به قتل می رساند.

                                                                          (روایت محرم   شهید مرتضی آوینی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 

 

تفکر بسیجی

(گزیده ای از پیام امام درباره ی تشکیل بسیج دانشجو و طلبه)

تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقینا از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود, که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد.

اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شود ,چشم طمع دشمنان و جهان خواران از آن دور گردید و الا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند .

بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد ؛ و امروز یکی از ضروری ترین تشکل ها بسیج دانشجو و طلبه است , طلاب علم دینی و دانشجویان دانشگاهها باید با تمام توان خود در مراکز شان از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان بسیجیم در این دو مرکز پاسدار اصول تغییر ناپذیر نه شرقی و نه غربی باشند.

فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارید ایادی امریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ پیدا کنند.

تنها با  بسیج است که این مهم انجام می شود ؛مسایل اعتقادی بسیجیان به عهده این دو پایگاه علمی است .

شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می توان اسلام را فاتح جهان نمود .شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است ؛ انقلاب اسلامی در جهان نیازمند فداکاری های شماست. حضور شما در صحنه ها موجب می شود که ریشه های ضد انقلاب  در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد

من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم , می دانم که اگر مسئولین از شما غافل شوند به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت.

                                                                                        

برای شادی روح امام صلوات

                                                                                        
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 2:54 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  | 
7

خداوند ایمان را به کسی می دهد که آرزویش را داشته باشد و خود را در راهش بیندازد آن قدر ترک گناه کند و مجاهده با نفس کند والتماس به ذات ایزدی که عالم از آن اوست تا بهره اش گردد .

.تو یک قدم بردار او صد قدم به تو نزدیک می شود .

 

 

الهی تو ایمان را در دلم عزیز کن تو زینت ده به طوری که از همه چیز بگذرم اما از ایمان تو نگذرم .الهی از گناه بدم بیاید و و اهل رشد گردم .

امام علی (ع9: بار خدایا آبروی مرا به توانگری نگه دار و شخصیت مرا به تنگدستی از بین مبر که از روزی خواران تو روزی خواهم و از آفریده های بد کردار تو مهربانی جویم . وبه ستایش کسی که به من ببخشاید وادار گردم و به بدگویی کسی که به من چیزی ندهد گرفتار گردم (و این دو صفت از گناهان کبیره است ).

 

 

عجز و خضوع و هیچ بودن در برابر پروردگار است که انسان را نزد پروردگار عزیز می کند نه عبادت و ریاضت .

 

امام زین العابدین می فرماید : من شکر یک دهم از یک دهم نعمت های خدا را نکرده ام توی بی سر و پا به چه مغروری به این دو رکعت نماز بی توجه!

 

نماز شب بهترین شاهد اخلاص و صفای قلب و دعوی صدق ایمان است.

 

 

 

 

بار الها این ضرب المثل اگر واقعا کسی عاشق کسی شود برای انجام فرامین معشوق با سر می رود نه با پا را  تا به حال بارها شنیده ام اما متوجه معنای واقعی آن نشده ام.. تا این که روزی وقایای زندگی امام حسین (ع)را می خواندم که :

حسین فرزند و فاطمه از اوان کودکی درس عشق بازی با معشوقی را آموخت که تمام عشق عشاق در مقام آن رنگ می بازندو به نظر نمی آیند. عشق حسین کمال علم ووجدو شوقو ایمان و امامت و بندگی و دلدادگی و عرفان و در آن به اوج نهایت رسیده بود . چنین فرزندی از دامن علی درس شجاعت و ایثار آموخت و و از دامن زهرا درس عرفان و دفاع از ولایت و پاکدامنی آموخت . حسین در محضر نیاکان بزرگوارش آموخت که دنیا وسیله ای برای رسیدن به معشوق واقعیش است که اگر دوستی این معشوق با بودن در آن به خطر بیفتد عالمی را فدای عشوه ای از معشوقش می کند.

راز دلدادگی حسین در کربلا هویدا شد . در روزی که تمام کفر در برابر  تمام دین واقع گشت و این بدان معنا بود که دیگر حد وسطی در این میان نیست . و در این بین خداوند می خواست که حسین را بی سر ببیند .

و این عاشق دلباخته سر از جان نا شناخته لبیک گفت. لبیکی که دل آسمان را با خود روانه می کرد چه رسد به معشوق. و در این میان با سر تمام مسیر کربلا تا شام را در برابر معشوقش خرامید ,چه خرامیدنی  ! سر بی تن , سوره نور بر لب , گام های که پیامشان تا ابد نور افشانی داشت .

با سر رفتن در برابر دلدار ,اعتماد به معشوق می خواهد و دلی دریایی و عاشق5 پیشه که از موج نهراسد .

اما چه معشوقی. تنها معشوقی با وفا و دوستی همدل بردن این معامله را تضمین می کند .ایمه اطهار و امامان معصوم ما که پیروانشان هستیم این معشوقه با وفا را از دل وجان دیدند و شناختند و خود را به گران ترین بها در برابرش نمودند . و حسین سفینه نجات و یارانش با سرهای بی تن در بیابان جهل و نادنی راه و چراغی را نمودند که برای هر آزاده ای کلیدی است برای رهایی از قید و بند تباهی. و باری ما ایرانیان چه حال و چه در زمان اوایل انقلاب . که از این چشمه نور ره می گیریم و پیش می رویم و ما نیز دنباله رو حسین مان شهیدانی چون شهیدان امام خمینی را در برابر معشوقمان به نظاره می نهیم تا بگوییم دوستی با معشوق با و5فا شهرتی می آورد عالم گیر که نام و نشانت بماند تا ابد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط فاطمه سلاطی  |